دلم می خواد

دلم می خواهد آرزوهایم را بشمرم. دلم می خواهد روی تخت دراز بکشم و به سقف نگاه کنم و فکر کنم که چه چیزهایی می توونند در مسیر زندگیم ، باعث بشن که من احساس خوشبحتی کنم. ..
آرزو کردن که گناه نیست. هست؟
بی آرزویی بده ...
می دونی ... دلم می خواهد چیزهایی را آرزو کنم که به زندگیم معنا میدن ...
ولی می دونی ... حس تلخی در درونم هست. می خواهم خالی شوم از آنچه هر که دیده ام و خواسته ام و خطی بکشم روی همه چیزهایی که مرا از خودم دور و دور کردند، می خواهم همه آنها رو که به دلم زخم زدند، ببخشم و رها بشم رهای رها...
من به سایه های محو روی سقف خیره میشم و باز غرق میشم در آرزوهایم...
کلمات کلیدی :

